سنت، تجدد، پساتجدد
24 بازدید
محل نشر: بازتاب اندیشه » مرداد 1386 - شماره 88 (8 صفحه - از 19 تا 26)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : گروهی
زبان : فارسی
آقای ملکیان در این مقاله ابتدا به توضیح سه اصطلاح سنت‏گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی می‏پردازند. ایشان سپس به تعیین نسبت هر یک از این رویکردها با عقل اشاره می‏پردازند و می‏گویند که تفاوت عمده این سه جریان، تفاوت موضعی است که هر کدام نسبت به عقل دارند. در ادامه مقاله موضع هر جریان فکری در نسبت با عقل مطرح می‏شود. در این بحث‏ها من اصلاً با سنت، تجدد و پساتجدد کاری ندارم، بلکه با سنت‏گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی کار دارم هر یک از این سه مسلک فکری را باید از چهار حیث با هم مقایسه کنیم: یکی از حیث معرفت‏شناسی، دوم از حیث انسان‏شناسی، سوم از حیث هستی‏شناسی و چهارم از حیث وظیفه‏شناسی یا به تعبیری اخلاق.(1) تفاوت عمده این سه جریان با یکدیگر چیست؟ شاید بتوان گفت تفاوت عمده این سه جریان، تفاوت موضعی است که هر کدام از آن‏ها نسبت به عقل دارند. در واقع عقل است که این سه جریان را از یکدیگر جدا می‏کند. به تعبیر بهتر، به جای این‏که بگویم عقل است که این سه جریان را از هم جدا می‏کند، باید بگویم این موضع انسان نسبت به عقل است که باعث پدید آمدن این سه جریان شده است. عقل را به چه معنا به کار می‏بریم؟ همین ابتدا عرض می‏کنم که مرادم واژه (Intellect) انگلیسی نیست، چون در زبان انگلیسی ما برای عقل هم لفظ (Reason) را داریم و هم لفظ (Intellect) را. انسان مواد خام را از جهان هستی، از راه مشاهده، آزمایش و تجربه(1) دریافت می‏کند، نه از هیچ راه دیگری. در واقع انسان وقتی می‏خواهد از عالم هستی خبر بگیرد، ابتدا مواد خام (Data) آن را از طریق مشاهده، آزمایش و تجربه دریافت می‏دارد و سپس قواعدی منطقی روی آنها اعمال می‏کند. به تعبیر دیگر، ماده خام را از راه مشاهده، آزمایش و تجربه می‏گیرد و این مواد خام را نظام می‏دهد و مدون و سیستماتیزه می‏کند، برای این تدوین و نظام‏دهی از منطق و قواعد منطق صورت استفاده می‏کند...
آدرس اینترنتی